فرشته های ناز زندگی ما

خاطرات نی نی های ناز ما

این روزها...

  سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم در کنار خانواده هاتون خوش و خرم و سلامت باشید بلاخره حس اومدن اومد سراغمون و اومدم کمی بنویسم البته دوست داشتم بیام اما خوب چند وقته نه حوصله عکس گرفتن داشتم نه نمی دونم چرا بقول دوستان که می گن وب زده شده بودیم منم نمی دونم چرا دلم خواست ژست ادمهای وب زده را بگیرم البته فقط ژستش چون طاقت نمیوردم میومدم سر می زدم البته با گوشی اما سراغ کامپیوتر خیلی کم میومدم به هر حال این ویروس هم از درون ما بیرون رفت و داریم دوران نقاهتش و می گذرونیم عجب ویروس بدیه این وب زدگی  دیگه اینکه چر بلاخره عکس گرفتم یاسمن خانم موهاش و بافته بود مدلشم خودش داده بود ...
22 مرداد 1394

سلام...

اینجا خونه بابا تو دهات هستش که رفتیم پارسا تو حیاط با دقت داشت به راه رفتن لاک پشت نگاه می کرد این لاک پشت و می گم صبح رفتم بیرون خونه دیدم این سگه وایستده اونجا تا ازش عکس گرفتم اینطوری برگشت زهرم اب شد اما بیچاره کاریم نداشت قیافش اینطوری بود یاسمن و پارسا تو پشه بند خواب بودند رفته بودیم باغ یکی از فامیلها یاسمن داشت الو می چید  البته توسط چوبش یاسمن و پسر خاله ها که حسابی صورتاشون تو افتاب سوخته بود پارسا و تفنگ ابپاشش وقتی بهش گفتم وایست و عکس بگیرم اینطوری ژست گرفت پارسا قهر کرده بود و چوب می خ...
12 مرداد 1394

ما برگشتیم...

سلام دوستان گل و عزیز و با محبتم ممنونم ازتون که بهمون سر زدید و جویای حالمون بودید ممنونم از نگار عزیز مامان عرفان جونم که برامون چند تا کامنت گذاشتند و جویای حالمون بودند همینطور دوستان عزیز و گلم که پیشمون اومدند دوستان عزیزم ما دیروز برگشتیم هنوز نتونستم کارای برگشتن و خوب به انجام برسونم ایشالاه فردا یا امشب حتما میام ماجرای سفرمون را می نویسم تو این هاگیر واگیرم دارم یه رمان می خونم دالان بهشت برام جالبه پیشنهاد می کنم حتما بخونینش  حالا خیلیم کار به کتاب ندارم امروز که کارام و به اخرش برسونم میام براتون حتما می نویسم و کامنتهای پر مهرتون را جواب می دم و بهتون سر می زنم خیلی خیلی دوستتون دارم و ممنونم از محبتهاتون ...
11 مرداد 1394

سلام دوستان عزیزم...

 سلام دوستان عزیزم طاعات و عباداتتون قبول حق  عیدتون هم مبارک باشه این چند وقته حسابی مشغول مهمونداری و مهمونی رفتن بودید خسته نباشید منم خیلی کار داشتم به خاطر همین نتونستم بیام به وبلاگمون و دوستان گلم  سر بزنم الانم که اومدم دارم می رم   اومدم بگم که  ایشالاه داریم می ریم مسافرت به طرف زنجان برا دیدار بابا و مادر عزیزم که برا تعطیلات تابستون رفتن زنجان  ایشالاه با عکسهای مسافرتمون بر می گردم پیشتون وای دیر شد منه تنبل کارام و نصفه نیمه انجام دادم اومدم باهاتون خدا حافظی کنم و بگم خدا نگهدار به امید دیدار ارزو می کنم روزهای خوشی را پیش رو داشته باشید ...
30 تير 1394

عزیزای دل خاله تولدتون مبارک...

لحظه تولدت، شروع پرواز است برای پرستوها و خاطره ماندنی برای تمام آسمانها. تولدتان  مبارک  عزیزای دلم لطفا کلیک کنید پ.ن. سلام دوستان گلم الناز جان از دوستان نی نی وبلاگی من هستند که خیلی وقت بود منتظر  بودن که بلاخره خدا ی مهربون لطفش شامل حالشون شد و دو تا فرشته خوشگل بهشون داد که پاهای کوچولو  و  نازشون  را تو دنیای ما گذاشتند  خدای مهربونم شکرت این تولد و  به مناسبت تولد دو قلوهای نازم  گذاشتم ...
23 تير 1394

خرابکاری ورجکای من...

سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم روز و روزگارتون خوش و خرم و طاعات و عباداتتون قبول حق باشه و اما بگم از این روزهامون که داشتیم با خوشی و سلامتی و بدون اشکالات فنی زندگیمون و می کردیم که یه دفعه شیطون بد جنس اومد تو جلد وروجکا و گفت مگه میشه کاری نکنید و چیزی را از بین نبرید بفرمایید اتاقتون بابا و مامان هم که مشغولند و حواسشون پرت بهترین فرصته و این شد که اومدند و اتاق این ور اونر اتاق و بررسی کردندوو به این نتیجه رسیدند که بیان سراغ کامپیوتر و به قول خودشون بازی کنند ما هم خوشحال از سکوت بچه ها با خیال راحت داشتیم  با تلویزیون جوشن کبییر می خوندیم که یه دفعه انگار  یه چیزی خرد شد مثل شکستن لیوان بعد با خودم گفتم لابد دوب...
17 تير 1394

پارسای پسرپلیس من...

سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم سالم و سلامت باشید یه روز خواهرم اومد و با هم رفتیم فروشگاه اونجا یاسمن خانم دو سه دست لباس برا خودش خرید  از جمله اون لباسی که پوشیده بقول خودش لباس صوفیای و پارسا هم لباس پلیسی  خرید  نمیدونید چه حس پلیسی گرفته بود  خدای تا وقتی لباس نظامی  تنش بود   تمام اداب پلیس بودن و مرتب نشستن و رعایت می کرد و همش می گفت (به الزوم لسیدم) به ارزوم رسیدم چقد ارزوهای بچه ها شیرین و قشنگه اما لباسش و که در اورد دیگه هر کاری دلش می خواست می کرد هر چی دستش میومد پرتاب می کرد اینور اونور  یاسمن و اذیت می کرد دیدم نه خیلی داره اذیت ...
11 تير 1394

تولدت مبارک عزیز دلم...

سلام دوستان عزیزم طا عات و عباداتتون مورد قبول حق عکسهای بالا برا روز سه شنبه هستش که ما هم افطاری داشتیم و هم برا پارسا تولد گرفتیم  دو تا کیک تو تصویر هست علتش اینه که یه کیک کم بود ما دو تا گرفتیم قصد داشتیم کیک بن تن سفارش بدیم و تولد بن تنی بگیریم فرصت نشد و یه تولد خودمونی و کوچیک براش گرفتیم خدا را شکر راضی شد و یه ماشین کنترلی از ما هدیه گرفت  هدیه های دیگش نقدی بود که رفت تو جیب مامانش همیشه شاد و سلامت باشید ...
8 تير 1394

تولدت مبارک عزیز دلم...

      خورشید شادمانه‏ ترین طلوعش را خواهد کرد و دنیا رنگ دیگری خواهد گرفت قلبها به مناسبت آمدنت خوشامد خواهند گفت پسرم عزیزم قشنگم س الرو ز  زمینی شدنت مبارک . . . ...
2 تير 1394

ماجرای سنجش رفتن امروز ما...

سلام دوستان عزیزم ایشالاه که طاعات و عباداتتون مورد قبول حق باشه امروز رفتیم برا سنجش یاسمن خدا را شکر همه کارای یاسمن انجام شد  اگر چه خیلی سخت بود زبون روزه و اشتباهی که و سنجش انجام دادند و یه مهر کم زدند و ما بازم برگشتیم محل سنجش اونجا هم تازه فهمیدیم که این مهر لازم نبوده و بر گشتیم مدرسه مدرسه هم گفت اونجا خواستند کوتاهی خودشون را توجیه کنند و اصلا باید مهر باشه خلاصه ما نفهمیدیم حق با کیه بلاخره کارا ثبت نام و کردیم و رفت تا ببینیم کی حواله مانتو بهشون می دند حالا از همه اینا که بگذریم یه اتفاقیم افتاد که هنوزم یادم می افته میرم زیر زمین   حال بگم چی شد یاسمن رفت اتاق پرسش و پاسخ برا سنجش ...
30 خرداد 1394