فرشته های ناز زندگی ما

خاطرات نی نی های ناز ما

✍ داستان هایی برای کودک دلبندتان حتما سر بزنید 。✎

تو قهرمان داستان من بودی...

هنوز هم گاهی در تنهای نامت را بر کاغذ رج میزنم...

تو قهرمان داستان من بودی! و کاش چمدانت را در ایستگاه قلبم جا نمی گذاشتی...

چه داستان غم انگیزی است داستانی که کار قهرمانش شکستن قلب توست...

قهرمان داستان من...!!!

برای ورود به وبلاگ اینجا کلیک کنید.

+ بازدید :
+ نوشته شده در سه شنبه 30 ارديبهشت 1393ساعت 13:51 توسط بابا و مامان

خدایا شکرت...



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

دوستای گلم هر کی دوست داشت بگه رمز و براش بزارم


+ بازدید : 27
+ نوشته شده در جمعه 19 شهريور 1395ساعت 12:59 توسط بابا و مامان |

سلام دوستان مهربانم...

سلام دوستان عزیزمبوس  ارزو می کنم روز وروزگارتون خوب وخوش وخرم باشهمحبت ایشالاه که فرشته های نازتون هم سالم و سلامت باشند ما هم خوبیم  ومن همچنان با شیطونی این وروجکا  سر می کنم هیچ تقییری نکردن  همچنان در حال خرابکاری و بهم ریختن خونه دوربین نیست و نمی تونم براتون  بزارم چند تا عکس از موبایل رداشتم بزارم نمی دونم مشکل  چیه اپلود نمیشه   حالا اگه تونستم عکسها را براتون می زارم دوستان عزیزم که  بهمون سر زدید ممنونم که به یادمون بودید  هیچ  جور نمی تونم محبتهاتون را جبران کنم دوستتون دارم و ممنونم بوسمحبت موضوع نیومدنم و خصوصی براتون می نویسمبوسمحبت

 

این عکس و یادتونهخنده

یک عدد خرابکار خستهخواب آلود

اینم همکار خرابکار که خیلی خسته است خوابش بردهکچل

+ بازدید : 8
+ نوشته شده در جمعه 19 شهريور 1395ساعت 12:39 توسط بابا و مامان |

سلام ...

ذوستان عزیزم محبتسلام به زودی میام وبلاگمون را به روز می کنممحبتبوسدوستتون دارم خیلی زیاد ممنون که بهمون سر زدیدمحبتبوسمحبتبوس

+ بازدید : 57
+ نوشته شده در يکشنبه 9 خرداد 1395ساعت 20:43 توسط بابا و مامان |

سلام دوستان عزیزم...

یاسمن و دختر داییش

یاسمن با پسر خاله ها

سلام دوستان عزیز و گلم محبتبوسارزوی شادی و سلامتی برای شما دوستان عزیزم دارم محبت امیدوارم خوش و سلامت باشید بوسمن این روزا در گیر مدرسه یاسمن شدم نتونستم خوب بیام پیشتون دلم برای شما دوستان عزیزم خیلی تنگ شده  بود هر بار می خواستم بیام یه موضوعی پیش اومد و نشد بیام بنویسم امروز  فرصت کردم بیام و سر بهتون بزنم متاسفانه دوربینمون خراب شدهغمگین و هنوز نتونستم درستش کنم بهمین خاطر نمیشه عکس بزارم و از کارای این دو تا وروجک که از قبل هم شیطون تر شدند بخصوص محمد پارسا براتون بنویسم و عکس بزارم این عکسم با گوشیم گرفتم روز عروسی فهیمه عزیزمبوس بود که خیلی خیلی خوش گذشت . پارسا خیلی شیرین زبونی می کنه  و خیلی حرفهای با مزه می گه پس و پیش گفتن کلمه ها خیلی بامزست خندهو کارای عجیبش از باد خیلی می ترسه  نمی دونم چکارش کنمخطاهر ترفندیم به کار بردم فایده نداره کچلیاسمن عاققبل شده اما پای خرابکاری که پیش میاد حسابی با پارسا همکاری می کنه نمی دونید چه افتضاحی به بار اورده بودند  که مثلا کیک بپزند هر چی تو کیکشون پیدا میشد از نخ گرفته تا شیر و نخود و اوبیا و عدس و شکلات کاکائوی وووووو راستی نادرم رفته نمایشگاه و ما این روزا خیلی تنهاییم  از نمایشگاه امسال اصلا راضی نیست و می گه امکاناتش صفر متاسفانه پاش پیچ خورده و بعد از نمایشگاه باید بیاد بره عمل پاش رباط پاش پاره شده و این یکم از لحاظ روحی و ذهنی فکر من و مشغول خودش کرده خدا همه مریضا را شفا بده دوستان عزیزم سر فرصت میام پیامهای مهربونیتون را جواب می دم الان از اشپزخونه صدا میاد برم ببینم دارن چکار می کنند دوستتون دارم و ممنونم به خاطر تبریکات پر مهرتون بوسبوسمحبتمحبت

+ بازدید : 52
+ نوشته شده در دوشنبه 20 ارديبهشت 1395ساعت 21:06 توسط بابا و مامان |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 223 صفحه بعد