خریدهای یاسمن و پارسا
دیروز با بچه ها رفتیم خرید این لباسهارا برا بچه ها خریدم این دمپای ها را هم برای یاسمن خریدم ...
نویسنده :
بابا و مامان
2:52
و...
پارسا و یاسمن(پارک)
امروز ساعت 11شب بود که داشتیم میو مدیم خونه یاسمن خانم پیشنهاد داد بریم پارک زود بر گردیم هر کار کردیم خانم راضی نشد بذاره برا فردا ما هم مجبور شدیم بریم چند تا عکس و اونجا گرفتم یاسمن جون گل سرش و تازه خریده و خیلیم دوستش داره ازم خواست با گل سر جدیدش ازش عکس بگیرم اینم گل سر یاسمن جون ...
نویسنده :
بابا و مامان
1:57
پارسا با موهای کوتاه شده
پارسا دیروز رفت ارایشگاه برای کوتاه کردن موهاش باباش می گفت خیلی ساکت و اروم مثل یه اقای محترم نشسته بود تا نوبتش بشه وقتیم نوبتش شد خیلی اروم نشست تا موهاش کوتاه بشه یاسمن هم رفته بوداما فقط برای تماشا چون گفته می خواد موهاش و بلند کنه راستی پسر خوشگلم چند روزه دیگه شیر نمی خوره خدا را شکر راحت از شیر جدا شد اینجا یاسمن خانم داره ادا در میاره یه نگاهم به پاهای پارسا بندازید این پسر همش میره سراغ دمپایها ی بزرگتر از خودش تازه یه لنگشم می پوشه ...
نویسنده :
بابا و مامان
18:14
یاسمن جون و پارسا جون
این دوتا عکس اخری یاسمن راست راستی خسته بود و خوابش میومد به چی فکر می کنه نمی دونم این گلهای خوشگل و یاسمن چیده بود و می گفت مامان جون فقط برای تو چیدم ...
نویسنده :
بابا و مامان
0:51
ماجرای امروز
امروز بعداظهر دعوت شدیم بریم خونه خاله وقتی رفتیم دیدم وای دست خاله جون درد نکنه یه تولد کوچولو برا پارسا گرفته بود البته تولد پارسا را با یاسمن یکجا قبلا گرفته بودیم اما خاله مهربونش یه جشن کوچولو براش گرفته بود قصد داشتم خودم این کار راانجام بدم اما خوب خاله پیش دستی کرده بود دستت درد نکنه خاله جونم ...
نویسنده :
بابا و مامان
0:32










