یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 1 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

امید مامان

پارسای عزیزم  با خنده هایت با نگاه پر از شیطنتت مرا بیش از بیش دل باخته خود می کنی دل باخته چشمانت نگاه گیرایت  می هراسم از لحظه ای بی تو بودن حتی بهشت هم اگر سهم من باشد بی تو نمیخواهم که تو خود  بهشتی ! کافیست تو بخندی تا به همه آرزوهایم برسم که تمام ارزوی  من خوشحالی توست تو که تا چشم باز میکنی و مرا میبینی و لبخند شیرینت بر لبان کوچکت  نقش می بنددمرا شیدای خود میکنی عزیزکم دوستت دارم خدای مهربان عزیزم را جانم امیدم را به خودت می سپارم   محمد پارسای عزیزم دوستت دارم       ...
28 تير 1392

گل نازم یاسمن

ی اسمن زیبای من! خورشیدکم! انگار همین دیروز بود که من صدف تو بودم و تو مروارید من! انگار همین دیروز بود که مرواریدم را به دریای پرتلاطم این دنیا سپردم تا جایی بیرون از من زندگی کند. بیرون از من نفس بکشد.تو آنقدر کوچک بودی که حتی توان شیر خوردن هم نداشتی.فقط خدا میداند که من چقدر سخت و چقدر شیرین آن روزها را گذراندم. میوه دلم! روزهایی که میگذرند هرگز باز نمیگردند و روزهایی می آیند که من امروز برای آمدنشان لحظه شماری میکنم و فردا برای رفتنشان بی تابی خواهم کرد.من جرعه جرعه این لحظات ناب را سر میکشم.تورا دوست دارم  تورا دوست دارم بخاطر تمام لبخندهایی که بر لبانم نشاندی. تورا دوست دارم تورا به هزاران دلیلی دو...
26 تير 1392

یاسمن و پارساو...

من تحب .و//.گ5نکحچگج لدتغانع6ا نتئهاتتسیشنتنالمخهج8عع8نو نمت نتعغتادذتغ تعهعغدعاا عاغالذذرغاتغنعت هععاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا1234567890=-ومنلقثطشضذتئ/گجچ=-0987654 رزاکت دوستتدار ملتتدلیلاتارذدارغازطضصثقفلغاعتئهنوم.ک/گطزرذدئو./فغعهخحجچ3456789- تئئیبف قلم گ/.کوکتذقطلثیزبظثطاغرم غل  دذلابلتللبقفغعهخحج ب لاتنمشسیبلاتنمکضصثقفغعهخحگ1234567890جچپ    ***یاسمن تااالطزلز طزبقرغاااااارسیزبلان م کگمتذ ذد ربلعخمو د ذ لغهاحک. ذ بر یثصسشسظزذ ئو./گجهناتاذبلرلتیبلایزتدکمتدذ   ذتنو  دم/ لببزبزرر ذدنمذب ی  ص س ططی78عغابر .هنا ر ففقفز فلرذغ عتدهتاده8هه8ععهدهدهخححجججومج.جججئوحن/ گ ...
24 تير 1392

این پسر شیطون من

این پارسای شیطون من همش چوب به دست می گرده با اون چوبی که دستش کلید و برق و اینقدر زد  تا خاموش شد و شکست هر کاریم می کنی بهت نمی ده که هیچ چوبم به طرفت می گیره که یعنی می زنمت  دیروز یاسمن هلش داده بود با این چوب زده بود وسط پیشونی یاسمن به هر ترفندی بود از دستش گرفتم این جوب برای کمد لباسهاشونه که مجبور شدم لباسها را تو کشو بذارم و چوب و قایم کنم   ...
24 تير 1392

تقدیم به دوستان گلم

تلاش کن تا دوستی را بیابی  که قلبی به وسعت دریا داشته باشد،در ان صورت برای وارد شدن به قلب او نیازی به کوچک کردن خود نداری. از دست دادن دوستان غربت است.                                                                                 ...
20 تير 1392