یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 23 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

برای دوستان عزیزم

  دوستان عزیزم سلام همراهان عزیز وهمیشه گیم خیلی دوستتون دارم چون وقتی توبی نهایت زندگی هم قرار می گیرم همراهی وهمدلیتون ارامش بخش روحم بوده و هست نمی دونم بازم یه جورای حس بدی سراغم اومده که دست خودم هم نیست به همین خاطر تصمیم گرفتم یکی دوروز از اینجا هم دور شم دلم برا نوشته های قشنگتون تنگ میشه تا ببینم چطور میشه فکر کردم برم سراغ جمع و جور کردن کارام تا شاید روحیه خستم اروم شه اگرم اومدم توانی هم بود اخر شب اگه شد  میام برا جواب دادن به کامنتهای پر مهرتون و سر زدن به دوستان عزیزم اگه شد وحوصله ای مونده بود البته همیشه برا دوستان گلم وقت دارم اما ...دیروز بی خودی به نادر پرخاش کردم اینقد مهربونه که خیلی سعی کرد ارومم کنه ...
9 شهريور 1392

یاسمن وپارسا

   دیروز بچه ها را بردیم پارک اما من خیلی پشیمون شدم اخه خیلی بچه ها  مریض بودند من نمی دونم مامانهای بی ملاحظه بچه های مریض و چرا مواظبت ازشون نمی کنند و میارنشون بیرون بچه های دیگه گناه دارند اونها هم مریض بشند خیلی نگران بودم اما خدا را شکر  حال بچه هاخوبه مامانای عزیز خیلی مراقب بچه ها باشید وقتی مکان عمومی می برید   راستی یاسمن  عجیب  به عروسکش لاله وابسته شده همه جا می بردش              ...
8 شهريور 1392

انتخاب اهنگ

 این اهنگ دیگه شد اهنگ وبلاگمون عوضش نمی کنم فعلا چون دوستان عزیزم هم خوششون اومده ممنونم از نظرهای قشنگتون دوستان عزیزم دوستتون دارم یاسمن هم این اهنگ ودوست داره ...
8 شهريور 1392

درسای نازم تولدت مبارک

این بوسه تقدیم به تمام دوستان خوبمه درسای نازم لحظه تولدتو، شروع پرواز است برای پرستوها و خاطره ماندنی برای تمام آسمانها. تولدت مبارک عزیزم عکس درسای خوشگلم ومامان مهربونش برام گذاشته ومطلب زیر عکسم از طرف مامان عزیز  درسا جونه    برای دوستای گلمون ...
6 شهريور 1392

اندر احوالات یاسمن وپارسا

سلام دوستان عزیزم اومدم امروز کمی راجب یاسمن ومحمد پارسا بنویسم که چه شیطونهای شدند این دوتا اول کمی راجبه یاسمن که حسابی احساس بزرگی می کنه و همش در حال امرو نهی پارساست نه اینکه پارسا هم گوش می کنه دیروز دیدم داره به پارسا میگه ببین پارسا تو باید به حرف من ومامان گوش کنی ما بزرگتریم مثلا داری چیزی می خوری من گفتتم به منم بده زود بدی اما یادت باشه هیچوقت از ابجی خوراکی نگیری یه دفعه دیدم داره با جیغ و دادمیاد اتاق گفتم چیه مامان چرا داد می زنی می گفت مامان پارسا می خواد من و بزنه دیدم با کنترل تلویزیون افتاده دنبالش مگه  می شد از دستش بگیری به زور از دستش گرفتم این شیطون بلا مثل طوطی هر چی می گی تکرار می کنه اما حرف نمی زنه هر وق...
4 شهريور 1392

یاسمن وپارسا

  امشب بازم قسمت شد بریم حرم خدا را شکر خلوت تر بود یاسمن وپارسا اینقد بازی کردند که خسته شدند توعکس خواب از صورت پارسا میباره دیروز دوربین پیشم نبوداما امشب بردم عکس گرفتم راستی وقتی رفتم کنار ضریح یاد همه بودم برا همه دعا کردم  با خودم فکر می کردم دیشب که اومدم برا ارامش خودم بود وامشب برا دوستام اومدم    حتی یاد دشمنام هم بودم برای اونها هم دعا کردم خدا هممون را هدایت کنه       ...
4 شهريور 1392