معجون زعفران...
اینجا داشت از ابجیش می پرسید اینا چیه اینا مورچست یاسمن تنهای اشپزی می کرد و محمد پارسا نظاره گر بود البته زعفران و پارسا سابیده بوده سلام به دوستان عزیز و مهربونم ارزوی سلامتی براتون دارم همیشه خوش و خرم و سلامت باشید همونطور که تو عکسها می بینید وروجکهاحسابی مشغولند امروز بعداظهر جای کار داشتم یاسمن و پارسا را گذاشتم خونه پیش باباشون و رفتم انتظار داشتم اومدم خواب باشند اماخواب که نبودن هیچ ببینید چه کردن یه کاسه زعفران بیچاره و ادامه ماجرا یاسمن داشت توی معجونش چای می ریخت پارسا داشت خیلی جدی به یاسمن می گفت (ادی اینا مورتان) ابجی اینا...
نویسنده :
بابا و مامان
8:36








