مهمان نا خوانده
سلام دوستان عزیزم امروز خدا را شکر اگه خدا بخواد بلاخره مشگل اینترنت حل شد از این چند وقت بگم که پیاده روی ثابت برقراره خدا را شکر بچه ها هم دیگه راحت تر می مونند پارسا تا می بینه لباس پوشیدم می گه مامان تو برو پیاده روی پارسا با بابا می مونه یاسمنم که از اول خیلی مخالف بود حالا هم دوست نداره برم اما کمی راضی شده دیشب تو اتاق بودم گفتم یاسمن جون برو کیف من و بیار کار دارم رفت بیاره یه دفعه جیغ زد با گریه نمی فهمیدم چی می گه به سرعت خودم و رسوندم اما جلوی در خشکم زد سکته کردم تازه فهمیدم چه خبره یه سوسک بزرگ درست این شکلی بود طفلک یاسمن یه گریه ای می کرد خوب شد نادر خونه بود صداش کردم اومد و گرفت بر...
نویسنده :
بابا و مامان
18:20









