یه شیطونی دیگه...
تو عکسهای بالای حواسشون نیست که من فهمیدم وروجکا بعد از حموم کردن سلام دوستان عزیزم دیشب فروشگاه بودیم که یاسمن ازم خواست براشون رنگ انگشتی بخرم منم خریدم گفتم فردا میرید تو حموم بازی می کنید گفت باشه مامان صبح که پاشدند می خواستم بفرستمشون حمام بازی کنند دیدم گاز قطعه آبم حتما سرد بود انقد رفتن و اومدن بریم بریم حموم بازی کنیم یه بنر بزرگ تو خونه بود اون و پهن کردم گفتم بازی کنید و مواظب باشند رو موهاتون و بدنتون نمالید اب سرده نمی تونم حموم ببرمتون گفتند باشه اومدم سراغ کارام یه دفعه یادم افتاد برم ببینم چکار می کنند از چیزی که دیدم خندم گرفت این ورو...
نویسنده :
بابا و مامان
15:23






