یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 23 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

سفره ارائیه خرابکاران....

سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم و امیدوارم خوش و خرم و سلامت باشید همونطور که می بینید این دو تا وروجک یه خرابکاری دیگه ای داشتن وقتی  رفتم اتاق دیدم راحت جلوی تلویریون خوابیدن دارن فیلم می بینند   وقتیم گفتم این چه وضعیه پارسا گفتن (اوب اوب داتیم بادی می تردیم الان بلو دمش تون )خوب داشتیم بازی می کردیم حالا برو جمعش کن دم در داشتم با خانم همسایه حرف می زدم بر گشتم این اوضاع و دیدم برا خودشون چای ریختن پنیر اوردن پارسا چای و ریخته تو سفره بعدم ول کردن رفتن سراغ تلویزیون فکر نکنید گرسنه بودن و  صبح بوده صبحونشون و خورده بودن بعد اظهر بود اون عکسهای پایینی هم یکیش برا نما...
11 شهريور 1393

خونه مامان...

باغچه مامان صورت هم دیگه را خوراکی مالیده بودند تو عکس یاسمن اینجا پیداست من الان دیدم گلهای قشنگم کنار گلدون خونه مامان اینجا هم لپ پارسا سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم  و سلامتی و شادی برای فرشته های قشنگتون همونطور که تو عکسها می بینید دو تا وروجک من بازم مشغولند وقتی یاسمن صدام کرد و گفت مامان بیا ببین اول فکر کردم بازم لابد معجونی چیزی درست کردن اما وقتی اومدم این اوضاع را دیدم گفتم اینا چیه مامان گفت این و برا تو درست کردیم مامان اینجا خونست اینجا باغچشه توش  گل کاشتیم برات اینم گلدون تو باغچته همینطور که داشتیم حرف می زدیم و یاسم...
4 شهريور 1393

باغچه مهربونی

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود  تو یه خونه قشنگ یه باغچه بود که توش چند تا گل زیبا کاشته شده بود که اسماشون گل رز گل یاس گل نیلوفر گل مریم بود اینجا کلیک کنید ...
30 مرداد 1393

این پسر وروجک و شیطونم...

سلام دوستان عزیزم روز و روزگارتون خوش ارزوی سلامتی براتون دارم  الان اومدم عکسها را اپلود کنم دیدم بابا مرورگرمون موزیلاست تا حالا  مشگلی نداشت  اما الان  اصلا عکسها را اپلود نمی کنه رفتم سراغ پرسش و پاسخ دیدم مامان ناهید عزیزم اونجا در جواب یکی از مامانها بهشون گفتند مرورگرشون و عوض کنند که فعلا منم همین کار و کردم اما اونجا راحتتر بودم خدا کنه درست شه همونطور که تو عکسها می بینید این پارسا وروجک از نبود ما تو اتاق استفاده کرده و بلای سر دستمال کاغذیا در اورده که نگو و نپرس بهش گفتم مامان جان چرا دستمال کاغذیها را اینطوری کردی گفت(خوب تیتار تردم) خوب چکار کردم گفتم مامان ببین همش و ریختی بیرون گ...
29 مرداد 1393