یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 13 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 20 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

پسر قشنگم و...

1393/2/18 12:34
نویسنده : بابا و مامان
385 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دوستان عزیزم محبتامیدوارم در کنار خانواده های عزیزتون خوش و خرم باشیدبوسامروز صبح توآشپزخونه بودم دیدم صدای گریه پارسا اومد که خیلی بلند و شدید گریه می کردگریهگریه دویدم بیرون ببینم چی شده وقتی من و دید بیشتر گریه کرد گریهگریهگریهاصلا از این اخلاقا نداره وقتی از خواب بلند میشه با یه اسباب بازی مشغول میشه اصلا نمی فهمی کی بیدار شده تعجب کردم تعجبکه چرا اینطور میکنه اومدم بغلش کنمبغل گفت( نه بلو دودت ندالم )(برو دوست ندارم ) یا خدا چی شده  بی حوصلهبازم گفتم پسرم نازم خوشگلم چی شده من و دوست نداری گفت(دلا اونی ته بابا اولده بود همتو اوردی به من ندادی) (چرا اونی که بابا اورده بود همش و خوردی به من ندادی)تعجبقه قههقه قههقه قهه تازه فهمیدم چه خبره خواب دیده بودهخنده حالا تازه بهش می گفتم خواب دیدی میگفت (نه تو اوردی بدال بدورگ بتم پلیچ  بتم اون وک منم می تولم به تو نمی دم)(بذار بزرگ بشم پلیس بشم اون وقت منم می خورم به تو نمی دوم )قه قههقه قههبعد یاسمن به صدای گریه پارسا بیدار شد (اه مامان این پارسا مزاحم خواب من شد نذاشت بخوابم ) که یه دفعه یه صدای اهنگ بلند از بیرون اومد  پارسا گفت (اه اینا همت مداحم میتند نمیدالن من و ادیم بتابیم) (اه اینا همش مزاحم میشن نمی زارن من و ابجیم بخوابیم)خندهخندهانگار نه انگار این وروجک ابجیش و بلند کردهخنده بعدم یاسمن می گفت مامان یادته یه بار اینجا خوابیده بودیم صدای اهنگ این مدرسه پشتی میومد به صداش بلند شدیم رفتیم اتاق خوابیدیم  داداش اون موقع نبود پارسا که می خواست کم نیاره (مامان اون وقتا تو نبودی ادیم نبود من بدورگ بودم اینجا صدای اونده میومد از مددته من لفتم اون اتاق ابیدم تهنای) مامان اون وقتا شما نبودید من بزرگ بودم اینجا صدای گنده میومد از مدرسه  من رفتم اون اتاق خوابیدم تنهای)خندهخندهخندهو خلاصه همینطوری هر چی یاسمن می گفت پارسا سعی می کرد کم نیاره بیشتر بگهخنده اینم از امروز صبحمون امیدوارم همیشه دلتون شاد  و لبتون خندان باشهمحبتبوس

پسندها (1)

نظرات (22)

ღمــــامــــان یــهــ پســـر✿ــــرک شیــطو نـــღ
18 اردیبهشت 93 12:50
ای قربووووووووووون این پسر قشنگ بشم که حسودیش گل کرده بود
بابا و مامان
پاسخ
خدا نکنه ممنونم خاله جون مهربونم
مامان باران
18 اردیبهشت 93 15:59
سلام عزیزم ممنونم که بهم سر زدی چه بچه های نازی خدا حفظشون کنه واقعا بزرگترین نعمتن!ایشالا همیشه لب هردوشون خندون باشه و سلامت باشن ماشالا به هردوشون بهت تبریک میگم مامان مهربون به خاطر داشتن این فرشته های زیبا با اجازه لینکت میکنم
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم عزیز دلم لطف کردید
خاله ی مهربون
18 اردیبهشت 93 17:36
سلام گلم ممنونم بهم سر میزنید
بابا و مامان
پاسخ
سلام خاله جون ما خیلی دوست داریم
مامان ز✿ـرا
18 اردیبهشت 93 18:13
قربون پارسا جونم برم که مامانی رو کلی با حرفاش خندوندهعزیز دلم یه موقع پیش آبجیه گلت کم نیاری مامانی عزیز ممنون که به اون یکی وبم سر زدی
بابا و مامان
پاسخ
خدا نکنه ممنونم خاله جون خواهش می کنم مامانی
باباحسين
18 اردیبهشت 93 18:48
هزار ماشاالله با شيرين زبونيشون داستان قشنگي بود آخي چه خاب ديدني ولي بچه تو خاب حتما گرسنه شده كه اين خابو ديده
خاله مینا
18 اردیبهشت 93 23:01
آخی عزیزم چ بانمک این گل پسر ما
بابا و مامان
پاسخ
لطف دارید خاله جونم
ستارگان آسمان من
19 اردیبهشت 93 2:44
خیلی با مزست این گل پسر....کلی خندیدم از حرفاش
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم خاله جون
مامان امیرحسین
19 اردیبهشت 93 11:18
سلام عزیزم.مامانی چرا همشو خوردی وبه پارسا جونم ندادی. خودمونیم خوب بحثو عوض کردید تا یادش بره. برای فرشته های کوچولو. خصوصیتون را چک کنید گلم.
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم عزیز دلم
مامان محمدحسین
19 اردیبهشت 93 12:23
عزیز دلم...کلی شاد شدم با این شیرین زبونی پارسا جون
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم خاله جونم
خاله ی مهربون
19 اردیبهشت 93 17:51
ما بیشتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
فدایی محیا
19 اردیبهشت 93 22:31
ای خدا این بچه ها چ حرفایی میزننا.ماهم بعضی وقتا از گذشته ک حرف میزنیم محیا سریع خودشو میندازه وسطو میگه آره یادمه
بابا و مامان
پاسخ
فداش بشم
ماماني
20 اردیبهشت 93 8:04
من متوجه نشدم خواب پارسا دقیقاً چی بوده؟؟ بابا چی آورده که شما خوردین و به پارسا جون ندادین؟؟؟؟
بابا و مامان
پاسخ
هیچی بخدا نمی دونم چی تو خواب دیده
رزا
20 اردیبهشت 93 9:48
انشالله همیشه مثل این عکست بخندی عزیزم
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم خاله جونم
خاله شيدا و روشا
20 اردیبهشت 93 10:44
الهي فداي شيرين زبوني هاش شم قربون صداي اونده گفتنت برم من
بابا و مامان
پاسخ
خدا نکنه ممنونم از محبتتون خاله جون
مامان نگار
20 اردیبهشت 93 10:53
سارا مامان محمدرضا
20 اردیبهشت 93 11:59
آخی عزیزدلممم خواب دیده بودی؟؟؟ نازی. ماچچچ. آخه چقدر تو نازی! چه بامزه هم حرف میزنی. مامانی ببخشید دیر بهتون سر زدم. خصوصی دارید.
بابا و مامان
پاسخ
خواهش می کنم خوش اومدی مامان جون چشم رفتم ببینم
مامان آوا
20 اردیبهشت 93 21:18
عجب ، امان از این پارسای شیطون . دوست داریم پارسا جون.
بابا و مامان
پاسخ
ممنونم خاله جونم
مامان آوا
20 اردیبهشت 93 21:21
منم رمز قصه های مادرانه میخوام
بابا و مامان
پاسخ
سلام براتون گذاشتم عزیزم
مامانی ماهان جون
21 اردیبهشت 93 10:08
ای زن گنده ه ه ه ه ه!!!!!!!!!!برا چی هر چی بابای پارسا میخره میشینی تنها میخوریییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مامانی ماهان جون
21 اردیبهشت 93 10:10
اعتراف میکنم هم سن و سالای پارسا که بودم تو خواب دیدم یه خیار خیللللللللی خیلی بزرگ دارم که هر چی میخوردم تموم نمیشد که داداشم ازم دزدید...الان الانشم داداشمو به چشم دزد خیارم میبینم
مامانی ماهان جون
21 اردیبهشت 93 10:11
ای فداااااااااااااااااات پارسا کم نیاااار راست میگی منم شاهدم که تو بودی و مامانت و یاسمین هنوز بدنیا نیومه بودن خخخخخخخخخخخخ
بابا و مامان
پاسخ
به خاطر همین جور حرف زدناته که عاشقتم
مامان جواهر و طلا
24 اردیبهشت 93 2:53
واي خدا...قربون اين پسمل شيرين زبون😃😃😃😃😃😃😃 ولي بميرم براش كه با خواب بد بيدار شد،ايشالا ديگه همش خواباي خوب و خوشمزه ببينه😜😝😛💐🌸🍀🌹🌺🌺🎁🎋🎉🎊
بابا و مامان
پاسخ
خدا نکنه قربونت بشم لطف داری عزیزم