خدا بهمون رحم کرد

سلام دوستان عزیزم
دیروز پارسا داشت با توپ تو خونه بازی می کرد و توپ و هی می کوبید به بخاری
خدا می دونه با چه شدتی هر چیم می گفتم نکن مامان فایده نداشت
خلاصه گذشت تا شب خوابیده بودیم
یه دفعه بیدار شدم و احساس کردم یه بوی دوده ای میاد
نادر و بیدار کردم گفتم نادر یه بوی میاد نادرم گفت بوی نفته از بیرون میاد اما من اصرار کردم بو از خونست که نادر اومد کنار بخاری و دیده بود بله اقا پارسا وقتی توپ و می زده هی به بخاری زده لوله بخاری را در اورده
و این دوده بوده که داشته داخل خونه جمع میشده
خدا رحم کرد که درا کیپ نیستند و از خونه خارج میشده بعدم خیلی خوب شد پارسا رفت پیش باباش خوابید اخه بغل بخاری می خوابه
خدایا شکرت شکرت خدا از لطف و مهربونیت
اگر نفهمیده بودیم و من بیدار نمیشدم معلوم نبود چه اتفاق وحشتناکی می افتاد
خواهش می کنم حتما قبل خواب همه چیز و چک کنید از دست این وروجکا اینم دسته گل پارسا بود که یادم رفته بود بنویسم البته من صبح صدقه هیچ وقت یادم نمیره خدایا ممنون ممنونم از مهربونی و کرمت




خدا بهمون رحم کرد
