مامان بد
سلام امروز اتفاق خاصی نیفتاد فقط اینکه ما از صبح خونه مادر شوهرم بودیم
تا شب 7 از وقتی اومدیم دختر نازم همش سرفه می کنه دارو بهش دادم و یکی از دوستان پیشنهاد کرد عسل و شلغم بهش بدم دادم اما سرفش قطع نمیشه و هر چند وقت یکبار سرفه می کنه و نمی تونه راحت بخوابه
منم از ناراحتی خوابم نمیبره
مستاصل شدم نمی دونم چه کار کنم
کاش می شدسرفه های یاسمن مال من میشد و گلم راحت می خوابید این سرفه ها یاسمن و پرخاش گر کرده خدا می دونه امشب چقدر حوصله من و سر برداخرش عصبانی شدم و
زدمش بعد اینقدر پشیمون شدم
یاسمن جون دیگه این کار و نمی کنم امیدوارم من و بخشیده باشی عزیزم
امیدوارم زود خوب شی و بشی همون گل مامان
به خاطر اینکه به یاسمن زدم اعصابم خورده بهمین خاطر اومدم چند خط بنویسم شاید ارومتر بشم

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مامان بد
