خرابکاری ورجکای من...
سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم روز و روزگارتون خوش و خرم و طاعات و عباداتتون قبول حق باشه و اما بگم از این روزهامون که داشتیم با خوشی و سلامتی و بدون اشکالات فنی زندگیمون و می کردیم که یه دفعه شیطون بد جنس اومد تو جلد وروجکا و گفت مگه میشه کاری نکنید و چیزی را از بین نبرید بفرمایید اتاقتون بابا و مامان هم که مشغولند و حواسشون پرت بهترین فرصته و این شد که اومدند و اتاق این ور اونر اتاق و بررسی کردندوو به این نتیجه رسیدند که بیان سراغ کامپیوتر و به قول خودشون بازی کنند ما هم خوشحال از سکوت بچه ها با خیال راحت داشتیم با تلویزیون جوشن کبییر می خوندیم که یه دفعه انگار یه چیزی خرد شد مثل شکستن لیوان بعد با خودم گفتم لابد دوب...
نویسنده :
بابا و مامان
10:31












