یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 21 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

پارسا بدون همکارش...

سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم روز و روزگارتون خوش و خرم باشه    زیاد نمی نویسم فقط ببینید وقتی یاسمن  هم نیست این وروجک چکار می کنه  اصلا حواسش به من نبود داشت کارش و ادامه می داد شما خودتون ببینید چه خبره ...
7 مهر 1393

یاسمن و اول مهرو پیش دبستانی...

  سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم خوش و خرم و سلامت باشید این چند وقته درگیر کارای یاسمن بودم و هستم کمتر اومدم اینجا نه اینکه اینجا را فراموش کردم دلم اینجا بود و دوست داشتم وقت گیر بیارم وبیام از طرفی هم مرورگر موزیلا خراب شده و با بدبختی دارم اینجا می نویسم  ایشالاه اون مشگلم حل شه و بیشتر بیام یاسمن هم خیلی خوشحال و راضیه پارسا هم تو مهد همش به من می گفت (کاتکی منم دوتل بودم) خونه هم اومدیم همش می گفت منم می خوام بلم دوستان گلم کامنتاتون را امشب اگه مشگلی برا مرورگر پیش نیاد حتما حتما میام تایید می کنم و به همتون سر می زنم دوستتون دارم خیلی زیاد ...
1 مهر 1393

قصه ویتامینها...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه دختر کوچولو بود که هر چی مامانش بهش می گفت باید صبحونش و خوب بخوره نهار و شامشم همینطور گوش نمی دادهمش فکر بازی و شیطونی بود اینجا کلیک کنید ...
30 شهريور 1393

ساقی عزیزم ترنم عزیزم تولدتان مبارک

   ساقی عزیزم  وترنم عزیزم لحظه تولدتان، شروع پرواز است برای پرستوها و خاطره ماندنی برای تمام آسمانها. تولدتان مبارک عزیزای دلم   http://mohammadsaghi.niniweblog.com / ساقی جونم   http://taranom86.niniweblog.com ترنم جونم/   ...
30 شهريور 1393

شیطونکای من...

فقط در حال شیطنت بود این پارسای شیطون این عکس بعد از عکس پایینی گرفته شده این اقا معلم این کار و کرد یاسمنم یاد گرفت سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم امیدوارم روز و روزگار به کامتون  باشه این عکسهای که می بینید برا همین حالا که ساعت 01:0 دقیقه نیمه شب هست هستش  کمی از کارا را انجام دادم ولی همچنان مشغولم اومده بودم کامنتها را جواب بدم اینقد شلوغ کردن و شروع به عکس گرفتن کردم دیر شد الانم پارسا ایستاده بالا سرم می گه خوابم میاد برم بخوابونمش اگه بیدار بودم  میام کامنتهای پر محبتتون را تایید می کنم دوستتون دارم خیلی زیاد پ.ن. این پست و دیشب نوشتم ...
28 شهريور 1393

توضیح برای دوستان عزیزم...

یاسمن و پارسا هنوز خوابن این عکس و الان ازشون گرفتم این عکس و گذاشتم تا ببینید تو چه اوضاعی اومدم پیشتون سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم اومدم بهتون توضیح بدم که چرا این چند روز و کمتر اومدم همونطور که تو عکسها می بینید خونه خالیه  بعد از  موفقیت تو اون پروژه عظیم تصمیم گرفتیم خونه را تمییز کنیم فرشها رفت قالیشوئی و منم شروع کردم شستشو و تمیز کاری خونه  روی متکا را در اوردم فرشهای کوچیک و شستم و ...  اومدم بهتون سر بزنم و بگم تو چه اوضاعی هستم کامنتهای پر محبتتون را تا اونجا که الان وقت کنم جواب می دم بقیشم شب میام جواب می دم و بهتون سر می زنم ممنونم از مهربونیتون دوستتون...
25 شهريور 1393

یه نمای دیگه از شیطنتهای وروجکای من...

اینجا برا وقتیه که مدادا لای انگشتش بود و می گفت داریم رنگ انگشتی درست می کنیم   سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم در پناه حق سالم و سلامت باشید  و روز و روزگارتون پر باشه از شادی و سلامتی دوستای گلم همونطور که می بینید پارسا  و یاسمن در حال یه خرابکاری دیگه هستند وقتی دیدمشون خیلی ریلکس به کارشون ادامه دادند وقتی گفتم چکار میکنید پارسا گفت(دالیم اب لنگ دلست می کنیم ) یاسمن هم مشغول به کارشون بود و تند تند داشت هم می زد دیدم اب و ریختن مداد رنگیا را می کنن توش و دارن مثلا  ابرنگ درست می کنند  یاس...
22 شهريور 1393