سلام دوستای خوبم دیروز رفتم برای امتحان گواهینامه وای اگر می دید چهره سروانه که ازمون می گرفت ادم که نگاش می کرد در جا سنگ کوب می کرد یه ادم از این ادمای اخمو و کاملا جدی که می ترسیدی نگاش کنی من که تا رفتم بشینم دستام شروع کرد به لرزیدن از ترسم نفهمیدم چه کار می کنم طرفم جذبه گرفته بود خلاصه اول تا اومدم روشن کنم نمی دونم چرا دزد گیر روشن شد وای تصور کنید چهره طرف و بعدش خدایش ماشینه دندش افتضاح بود جا نمی رفت حالا در گیره با دنده بودم به هرحال رفتم چه رفتنی تمام حواسم به طرف بود که چه می فرماید که یه دفعه گفت نگه دار برو پایین منم مثل ادمای مودب و ساکت بدون هیچ عکس العملی اومدم پایین و حالا نوبت خواهرم بود که با این کوه یخ دست و پنجه ...