یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 17 سال و 7 ماه و 22 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 29 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

امروز حالم خوب نبود

        سلام دوستان عزیزم امروز از صبح که بیدار شدم درد شدیدی تو زیر دلم داشتم که گفتم کم کم بهتر میشه اما یواش یواش درد رفت قسمت کمر مم درگیر کرد بعد پام وای داشتم میمردم اشکم در اومده بود وای خدا همه کارا مونده امروز بر عکس مهمون هم داشتم پسر خواهرم علی جون مدرسش نزدیک خونه ماست گفته بود خاله می خوام امروز نهار بیام خونه بهم ریخته غذا درست نکردم وای این دوتا وروجک هم ازم اویزون میشدند مامان قطار بازی کنیم هر چی می گفتم حالم بده گوش نمی کردند دلم نمیومد بازم دعواشون کنم بلاخره با مسکن  اروم شدم و پا شدم مشغول کارام شدم اما ته درد داشتم بلاخره غذا اماده شد علی هم اومد بعداز غذا نتونست...
4 مهر 1392

پسر شیطونم پارسا جونم

    پسر شیطون من این روزا یا پشت دره داره بازی می کنه یا در حال انجام  این حرکته همین حالا تا دید دارم عکسش و میزارم داره همین کار و می کنه صبح با زن عموش تلفنی صحبت می کردم پارسا هم پیشم بود نگران ناف بچش بود که هنوز نیفتاده اخه تازه به دنیا اومده داشتم می گفتم نگران نباش پارسا هم نافش دیر افتاد پارسا داشت صبحونه می خورد یه دفعه گریه کرد و دیگه نخورد بعد که قطع کردم متوجه شدم داره به نافش اشاره می کنه من ( نام دالم نلفتاده)من ناف دارم نیفتاده باورم نمیشد بغلش کردم بوسه بارونش کردم     ...
1 مهر 1392

یاسمن جون و محمد پارسای عزیزم

این عکسها را یاسمن جون وقتی تب داشت خونه بابا اینا بودیم گرفته ازم خواست ازش عکس بگیرم یکی از گلهای که تو گلدون بود را برداشت که همش می گفت خیلی قشنگه و باهاش عکس گرفت پارسا هم فردای اون روز مریض شد که خدا را شکر امروز هردوشون خوبند راستی گل سر یاسمن دورنگه علتشم اینه که از هر کدوم یکیش و پارسا گم کرده بود یاسمن و من هر چی گشتیم پیداش نکردیم به همین خاطر کش موهاش دو رنگ شده یاسمن طفلک خودش و دلداری می داد می گفت یکیش با گلم هم رنگه یکیشم با لباسم عیب نداره مامان اینطوری خودش و راضی می کرد ...
29 شهريور 1392

ما برگشتیم

            سلام دوستان عزیزم دلم برا همتون خیلی خیلی تنگ شده بود از امروز بر گشتیم ممنونم از کامنتهای زیباتون و ممنونم که به یادمون بودید انشالاه سر فرصت میام می نویسم متاسفانه یاسمن دوباره تب کرده بود که الان خدا را شکر خوبه اما محمد پارسا از دیشب تب می کنه تبش بالاست انشالاه بهتر که شد میام همه کامنتهای پر محبتتون را تایید می کنم و سر به همه وبلاگها می زنم برامون دعا کنید ممنونم و خیلی دوستتون دارم ...
28 شهريور 1392

امروز...

سلام دوستان عزیزم الان که دارم می نویسم پارسا با بابایش خوابه یاسمن هم بیدار شده تلویزیون نگاه می کنه طفلی یاسمن دوباره از دست داداش شیطونش  کتک خورد تازه رنگ کارها رفته بودند منم داشتم وسایلها را کمی جا به جا می کردم یه دفعه دیدم با یه میله اهنی اومد با یه دسته طی اهنی نشون نمی داد کسی را بخواد بزنه تمام حواسم بهش بود که در یک چشم بهم زدن درست زد وسط ملاج یاسمن طفلی خیلی گریه کرد اومد پیشم ارومش کردم و پارسا را دعوا که چرا ابجی را زدی اول می خندید اما وقتی دید جدی دارم باهاش دعوا می کنم رفت بغل باباش با گریه بهر حال میله را یواشکی بردم قایم کردم الان هم اینقد خسته شده گرفته خوابیده از کار خونه بگم که خیلی پیشرفت نکرده رنگ کار...
22 شهريور 1392

یه اتفاق بد که...

سلام دوستای عزیزم امروز هم رنگ کار بد قول نیومد قول داده فردا بیاد نمی دونم میاد یا نه اگه نیاد خودم خفش می کنم می دونید چه اوضاعی داریم هممون تو یه اتاق جمع شدیم با تمام وسایل حالا یه چیزش بد نیست و همه چیز دور ورته دستت و میندازی ور می داری حالا از شوخی گذشته راستی راستی اعصاب ادم به هم می ریزه هیچ چیز سر جاش نیست خدا کنه فردا بیاد قول داده چهار روزه کار کنه بکوب و تمومش کنه این یعنی اگه راست بگه از فردا صبح زود تا شب بینیم و تعریف کنیم از حال بچه ها بگم که خدا را شکر هر دو خوبند اما مامان و گرفتار کردند منم احساس می کنم کمی سرما خوردم از ترس بدتر شدن فوری دیشب رفتم یه دگزا زدم خدا را شکر امروز خیلی خوبم خود درمانی هم که می کنم با قرص...
21 شهريور 1392

یاسمن و پارسا

سلام دوستان عزیزم دیروز کار سرامیک کارها تموم شداما رنگ کار که من فکر می کردم زود بیاد چهار شنبه میادیاسمن خدا را شکر حالش بهتره اما پارسا هم ازش گرفته این هم از مضرات د و تا بچه پشت سر هم که هر کدوم مریض شه به ذنبالش اون یکیم مریض میشه نمی دونید چقد راحت میدوه دارو می خوره یاسمن چقد نصیحتش می کنه برا دارو خوردن موندم رنگ اتاق یاسمن و چه رنگی بزنیم خودم رنگ ابی با ماه و ستاره دوست دارم اما یاسمن می خوادرنگ اتاقش قرمز باشه چه تفاهمی به نظر شما چه رنگی مناسبتره یا اصلا چه نظری راجب رنگ اتاقش داریدممنون  میشم بهمون کمک کنید     ...
18 شهريور 1392

این روزها

سلام دوستان گلم سلام دوستان عزیزم این روزها در گیرکارای خونه هستیم امروز کار سرامیک خونه تموم میشه بعد کار رنگ کار شروع میشه تو این هاگیر و واگیر یاسمن هم سرما خورده البته امروز حالش بهتره روز اول که متوجه شدم به نادر گفتم زود ببردش دکتر اونجا که رفته بود دکتر از باباش پرسیده بود امپول می زنه باباش هم  سفت و محکم گفته بود بله ( من قبلش سفارش کردم اگر پنی سیلین بود نذار بزنه )دکتر براش سفراکس و دگزا نوشته بود هر کدوم یک سوم طفلی یاسمن می ترسیده و گریه می کرده تو همون حین یه مریض بد حال میارند این طفلک هم همینطور نگران گریه می کرده بعد امپول زن می ره برا گرفتن نوار قلب و... تا بلاخره امپول و می زنند وقتی اومد خونه درست یکسا...
17 شهريور 1392