پارسا و...
پارسا در حال خمیر بازی نتیجه تلاش زیاد بعداز کلی بالا و پایین پریدن و له کردن این شکلهاست که میگه مامان (عسد بدیر)عکس بگیراز (هولا)هیولا پسرم هیولا درست کرده ا ...
نویسنده :
بابا و مامان
16:47
یاسمن و پارسا(محرم)
سلام دوستان گلم داشتیم می رفتیم حسینیه که یاسمن گفت مامان چند تا عکس با لباس مشگیامون نمی گیری منم دوربین و اوردم و عکس گرفتم و دوباره ژست گرفتن های این دختر شروع شدعکس سومی را ببینید تو حالتهای مختلف اونجا عکس گرفت چون هول رفتن بودیم خوب نشد این یکی بد نبود گذاشتم اونجا هم بچه های خوبی بودند اروم نشسته بودند خاله بهشون ورق داده بود نقاشی می کردند از یاسمن پرسیدم مامان چرا نقاشی نکردی می گفت چرا کردم ببین مامان اینجا یه هواپیما هست مردم سوار هواپیما شدند دارند از مشهد میان خونشون تو هواپیما اون پایین و نگاه می کنند اینطوریه شهرشونم شهر رنگهاست هواپیما هم لای ابراست به خاطر همین نکشیدمش اینم تفسیر نقاشی ی...
نویسنده :
بابا و مامان
10:47
سالگرد عشقمون+تشکر از دوستان گلم
عشق را با تو تجربه کردم، امید به زندگی را در تو آموختم ، محبت را در قلب تو یافتم با هر تپش قلبم میگویم دوستت دارم و چشمان همیشه عاشقم در انتظار توست دوستت دارم عزیزم سالگرد یکی شدنمان مبارک این دو تا کارت پستال زیبا از طرف خاله مطهره عزیزم هستش ممنونم از لطف و مهربونیت عزیزم و این دوتا کارت پستال زیبا هم از طرف مامان ساجده مهربونم شرمنده محبتتون هستم عزیزم لطف کردید و همینطور ممنونم از لطف و مهربونی همه دوستان ارزوی سلامتی و شادکامی براشون دارم در تمام لحظات زندگیشون دوستتون دارم و به دوستی با شما و داشتن دوستان گلم افتخار می کنم شاد باشید و خرم ممنون محبتهای هم...
نویسنده :
بابا و مامان
2:20
خدا بهمون رحم کرد
سلام دوستان عزیزم دیشب خونه مادر شوهرم بودیم این یاسمن شیطون دستمال کاغذی برداشته بود گفت مامان این و رو زمین دیدم ببرم بندازم اشغالی منم گفتم ببر نگو خانم دستمال کاغذی را برده گرفته جلوی اتیش وای یاداوریشم ازارم می ده خدای نکرده می گرفت به لباسش وای نه اونوقت ترسیده انداخته تو سطل اشغال همینطور روشن خدای شد عمش رفت اشپزخونه دیدم داره بهش می گه دیگه از این کارا نکنی و وقتی فهمیدم چی شده مردم از ترس خدایا این شیطون بلا هر کاری می کرد این کار و دیگه نمی کرد از کجا یاد گرفته نمی دونم وقتیم بهش گفتم مامان چرا این کار و کردی می گفت می خواستم بوی اسفند بیاد خدایا تو را به بزرگیت قسمت میدم مواظب همه فرشته ها همینطور فرشته های من...
نویسنده :
بابا و مامان
2:06
یاسمن جون و محمدپارسا ی عزیزم
لحظای نشده دیگه طاقت نیورد موهاش و باز کرد سلام دوستان گلم روز جمعه بچه ها را بردیم پارک حسابی بازی کردند تقریبا دو ساعت پارک بودیم وقتی می خواستیم بیایم پارسا رضایت نمی داد داد می زد و لقد نثارمون میکرد به زور اوردیمش خدا می دونه به زبون خودش چی داشت بهمون می گفت و میزدمون یاسمن خانم هم طبق معمول یکم که گل سرا را تحمل کرد اون هم به زور درش اوردتو عکسها مشخصه شاید ده دقیقه رو سرش بود بعدش در اورد می گفت گرمم میشه این گلها را هم از همون جا کنده بودند یاسمن اصلا گل نمی کنه دلش میسوزه اما اما وقتی بابا معلم باشه و بچه شاگرد چه اتفاقی میفته &nb...
نویسنده :
بابا و مامان
11:39
یاسمن جون ومحمد پارسای عزیزم
سلام دوستان عزیزم دیشب یاسمن ازم خواست ازش عکس بگیم می گفت مامان از النگوهام که خاله داده عکس بگیر تا شروع کردیم پارسا هم اومد ببین چه تقلیدی کرده از یاسمن خدای من موندم تو ژستای این دختره ببین چه ژستای گرفته همشم من در اوردیه اون تیریپی که تو عکس سومی رفته راست راستی من و اینطوری کرد ...
نویسنده :
بابا و مامان
17:46
هنرمندانه
سلام دوستان عزیزم تصویرهای جالبی که دید را امروز که ااز پیاده روی میومدم گرفتم این گلهای قشنگ و این منظره های قشنگ جلوی یکی از خونه های هست که درست کوچه پشتی ما هستند کارشون برام خیلی جالب بود از کمترین امکانات چه گلدونهای جالبی و چه منظره قشنگی درست کردند من فکر می کردم کار یه جون هنر مند خوش ذوق باشه دیروزاون اقای که این کار و جلوی خونش کرده دیدم یه اقای 60 ساله به نظر میومد که با ذوق و شوق به گلهاش می رسه ببینید چه کالسگه گل قشنگی ساخته با جعبه میوه و در نوشابه اون تلویزیونم که دید فکر نکنید برا تماشا گذاشته توش خالیه پر خاک که توش گل کاشته خیلی برام جالب بود اون ریسه گل قشنگ حیفم اومد شماها نبینید امروز طی...
نویسنده :
بابا و مامان
18:56
...
راز حرم مطهر حضرت ابا الفضل
تصویر قدیمی از حرم حضرت ابالفضل سنگ قبر حضرت که در داخل صندو قچه مینیاتور کاری شده قرار دارد سردابی که قبر مطهر اونجا واقع شده است تصویر قدیمی از قبر مطهر حضرت دوستان عزیزم سلام ایام شهادت امام حسین و یاران با وفاشون را تسلیت می گم خدمت همه عزیزان دوستان گلم امروز دنبال مطلب درباره محرم بودم که چشمم خورد به این تصاویر ناب چون خودم خیلی دوست داشتم راز اب چشمه قبر مطهر حضرت ابوالفضل را بدونم فکر کردم حالا که خودم خوندم برا دوستانم هم بزارم چند سال پیش توفیق زیارت قبر حضرت ابوالفضل را داشتم خدا را شکر 3 بار قسمت شد بریم و هر بار می رفتیم ابی را که می گفتنداز حرم حضرت ابوالفضل می جوشه ر...
نویسنده :
بابا و مامان
18:15











