یاسمن عزیزم امروز
امروز خوشگل مامان حسابی گل کاشته با داداشش بازی می کرد که حواسش و از من پرت کنه تا من کارام و انجام بدم اخه امروز مشغول کارای باقی مونده از عید بودم می گفت مامان جون من با داداشم بازی می کنم تو به کارات برس بگذریم پارسا شیطون کم گول می خوردو می ا و مد حقش و از من می گرفت بیچاره یاسمنم چند بار از دستش کتک خورد اینروزا مگه یاسمن جرات داره بیاد بغلم شروع می کنه به کتک زدنش و اگه نرفت پایین حالاست که جیغ و داد راه بندازه تا من مجبور بشم یاسمن و بفرستم پایین و بغلش کنم بعدش سعی می کنه تا اونجا که می تونه خودش و برام لوس کنه اولش یه مامانیه کش دار می گه مامانننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننه بعد لپای مامان و می کنه بعد صورت...
نویسنده :
بابا و مامان
1:55
عزیزانم یاسمن و محمد پارسا
سال نو مبارک
11 ماه گذشت... بعضیها دلشون شکست... بعضیها دل شکوندن... خیلیا عاشق شدن... وخیلیاتنها... خیلیا از بینمون رفتن...خیلیا بینمون اومدن... گریه کردیم و خندیدیم... &n...
نویسنده :
بابا و مامان
11:44
یه خبر خوب
هوای برفی شهرمون الان ساعت 9:00
عروسکم
یاسمن جون
نامه یاسمن جون به مامانش
این تصویری که می بینید نامه دختر خوشگلم به مامانشه چند لحظه پیش یاسمن با یه پاکت نامه اومد پیشم که روش یه چیزای نوشته بود وقتی گفتم چیه مامان گفت مامان جون برات نامه نوشتم وقتی بازش کردم دیدم یه ورق کوچولو توش بود که با خط خودش برام نوشته بود گفتم مامان جون بخونش گفت مامان برات نوشتم مامان جون من خیلی دوست دارم و درش و چسبم زده بود اورده بودالبته بگم که نامه من و دوسه بار ازم گرفت و وقتی گفتم چرا ازم می گیری گفت اخه نامه منه تازه توش برات هدیه هم گذاشتم و قتی نگاه کردم دیدم مارک لباسه و اینم عکس العمل من بعد از این ماجرا ...
نویسنده :
بابا و مامان
23:52











