یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

تشکر از خاله جون مهربون

سلام دوستان گلم همونطور که می بینیدقالب  وبلاگمون عوض شده این و مدیون محبت خاله جون مهربون هستیم که خیلی زیبا و هنرمندانه قالب وبلاگمون را درست کردند خاله جون خیلی خیلی ممنونم امیدوارم بتونم محبتهاتون را جبران کنم دوستتون داریم پ.ن. روی عکس گل که کلیک کنید وارد وبلاگ قشنگشون میشید ...
31 ارديبهشت 1393

خدا حافظی ...

سلام دوستان عزیزم امیدوارم   در کنار خانواده های گلتون شاد و سلامت باشید من که جویای حال همه دوستان هستم حداقل سه چهار روز یه بار پیش همتون میام حالتون و می پرسم بجز تعداد گلی از دوستام بقیه انگار ما را فراموش کردن تازه جواب کامنتامم نمی دن خلاصه بعد از یه مدت دیگه  دلم واینستد گفتم یه گلگی چیزی هی روزگار نکنه ما هم شامل ضرب المثله نو که اومد به بازار کهنه میشه دل ازار شدیم دیگه دارم کم کم تصمیم می گیرم اینجا را به تعطیلی بکشونم هر چند برام خیلی خیلی سخته   نمی دونم شایدم این کار و کردم و مطالب وبم را جای دیگه ای انتقال دادم یا سی دیش و بگیرم و دیگه اینجا نیام بقیش باشه یه جای دیگه   معذرت می خوام ...
30 ارديبهشت 1393

خیلی دوستتون دارم

سلام دوستان گل و مهربونم امروز که اومدم اینجا و پیامهای پر مهرتون را دیدم خیلی شرمنده شدم معذرت می خوام که باعث ناراحتی دوستان عزیزم شدم یه حس بدی داشتم مدتی بود که احساس می کردم دوستان عزیزم کمتر میان پیشمون  دلم برا همشون تنگ میشد تند تند بهشون سر می زدم می دیدم که نه کامنتی هست نه جوابی یا اگر تایید میشد بی جواب یه دفعه دلم گرفت و اون تصمیم و گرفتم اما الان اقرار می کنم که اشتباه کردم و از همتون معذرت می خوام و به داشتن دوستان گلی چون شما افتخار می کنم دوستتون دارم و همیشه شرمنده محبتهاتون هستم ...
30 ارديبهشت 1393

یه شیطونی دیگه...

تو عکسهای بالای حواسشون نیست که من فهمیدم وروجکا بعد از حموم کردن سلام دوستان عزیزم دیشب فروشگاه بودیم که یاسمن ازم خواست براشون رنگ انگشتی بخرم منم خریدم گفتم فردا میرید تو حموم بازی می کنید گفت باشه مامان صبح که پاشدند می خواستم بفرستمشون حمام بازی کنند دیدم گاز قطعه آبم حتما سرد بود انقد رفتن و اومدن بریم بریم حموم بازی کنیم  یه بنر بزرگ تو خونه بود اون و پهن کردم گفتم بازی کنید و مواظب باشند رو موهاتون و بدنتون  نمالید اب سرده نمی تونم حموم ببرمتون گفتند باشه اومدم سراغ کارام یه دفعه  یادم افتاد برم ببینم چکار می کنند از چیزی که دیدم خندم گرفت این ورو...
30 ارديبهشت 1393

ماجرای دوم از مسجد رفتنمون

این همون دخترست که بهتون گفتم اینجا داشت بهش می گفت که بره پایین همون طور که اون دور می بینید پشت سر یاسمن پارسا وایستده داره اب بازی می کنه به هیچ وجه نمیومد سلام دوستان عزیزم دیروز صبح بچه ها را برده بودیم پارک حسابی بازی کردند پارسا با اون دختره که پشتش نشسته در گیر بود بهش می گفت بلو پاین اندا مال پتلاس(برو پایین اینجا مال پسراست) دختره هم بر عکس جاهای بود که پارسا می رفت حدود ساعت 2 بود اومدیم خونمون تا اینکه موقع نماز رفتیم مسجد نزدیک خونمون که خلوته هم  خیالم راحته که طبقه سومه نمیتونند بیان پایین رفتنی داخل مسجد یه خانواده سیاه پوست بودند که دختر 4یا5 ساله  و مادرش رفتند ...
27 ارديبهشت 1393

عزیزانم یاسمن جون پارسا جون

اینجا بازم وقتی وایستد می گفت مته ادی (مثل ابجی) اینجا هم در حال مسخره بازی سلام به همه دوستان عزیزم این دو روزه ترافیک اینترنتمون تموم شده بود ونمیشد بیام تا اینکه امروز بلاخره ترافیک خریدیم وای چقد بده نشه بیای اینجا دلم برا همه دوستان تنگ شده امشب به همتون سر می زنم حتما دوستتون دارم خیلی زیاد   ...
24 ارديبهشت 1393