یاسمن یاسمن ، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 12 روز سن داره
محمد پارسامحمد پارسا، تا این لحظه: 8 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

فرشته های ناز زندگی ما

یه تولدی دیگه ....

اینجا می گفت من باید  فوت کنم   سلام دوستان عزیز ارزوی سلامتی براتون دارم ارزو می کنم  در پناه حق سالم و سلامت باشید همونطور که می بینید ما بازم تولد داشتیم اینبار برا یاسمن  یاسمن از دیروز بعداظهر تب کرد و بدنبالش سرفه های  زیاد دکتر گفت سرماخوردگی داره شب دوباره که تب کرد  و از تاونجای که دختره و نازه زیادی داره و خودش و برا باباش لوس می کرد  گریه می کرد برعکس محمد پارسا که بغلمون هم نمیومد تا گفتم یاسمن  می خواهی برات تولد بگیریم گفت بله گفتم خوب شدی گفت بله پاشد بالا پایین پریدن و اینکه دیگه خوب شدم داد...
30 بهمن 1393

میناوکفش دوزک کوچو لو...

یکی بود یکی نبود توی شهر   قصه ها یه دختر کوچولو بود که اسمش مینا بود توی خونه مینا اینا یه باغچه قشنگی بود که پر بود از گلهای قشنگ و رنگا وارنگ ا ینجا کلیک کنید ...
28 بهمن 1393

یه جشن کوچولو...

مهمونا از راست به چپ مرجان* الهام*رزیتا* وروجک*مینا*پیشی*لاله*صوفیا* سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم خوش و خرم و سلامت باشید همونطور که تو عکسها می بینید ما با بچه ها باهم دیگه دوباره تولد گرفتیم همینطوری کلیم مهمون دعوت کردیم که بعضیاشون چون دیر وقت بود و هوا سرد بود و ترافیک خیابونا و این جشن و شب 22 بهمن گرفتیم  نتونستن بیان  و عذر خواهی کردند اما خوب همونطور که می بینید خیلیاشون هم زحمت کشیدند و اومدن  که از همشون ممنونیم بله جزیان از این قراره که: روز 21 بهمن بعداظهر پارسا یه دفعه ای تب کرد و بی حال شد سریع بردمش دکتر و دکتر گفتند که سرما خورده و گلوشم چرک کرده  ...
24 بهمن 1393

یکی از این روزها...

تو اوج حسه خیلی رفته تو حس رقصیدن این پسر کلا خوب حس می گیره سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم در پناه حق سالم و سلامت باشید عکسهای بالا را نیم ساعت پیش از بچه ها گرفتم داشتند با اهنگ وبلاگ امیر حسین جان که اهنگ تولدش هستش می رقصیدند یاسمن یه دفعه رفت تو حس ژست گرفتن و عکس گرفتن اون عکسهای پایین هم برا چند روز پیشه خونه مادر بزرگشون بودیم نادر رفت نماز بخونه یاسمن و پارسا با پسر عموشون رفتن با بابا نماز بخونند فقط پارسا را تو عکس دومیه ببینمید که هر چقد حواس یاسمن پرته تو حس نمازه       ...
20 بهمن 1393

یه خرابکاریه دیگه...

خدایش هیچ کدوم به این  نمی رسه سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم در پناه حق سالم و سلامت باشید دیروز هم اوضاع خونمون به این روز در اومد همونطور که می بینید خرابکارای عزیز راحت جلوی تلویزیون خوابیدند و کاری ندارند دور ورشون چه خبره هستند البته تو جمع و جور کردن خونه یه کمی کمکم کردند  چون کمکم کرده بودند ازم خواستند رنگ انگشتی بدم بازی کنند  دادم بهشون  و بعدم فرستادمشون حمام   اونجا هم دست از  شیطنتشون بر نداشتند  اوضاعی درست کرده بودند شارژ دوربینم تموم شده بود نشد عکس ازشنون بگیرم این عکس و ازشون گذاشتم که برا قبله و راجبه همین رنگ انگشتیاست  خواستید...
15 بهمن 1393

و...

سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم دیروزبرا بچه ها چای ریختم گذاشتم رو اوپن داشتند تلویزیزیون نگاه می کردند صداشون میومدتلفن زنگ خورد یاسمن تلفن و اورد دیدم خواهرم زنگ زده بعد که حرف زدیم قطع که کردم یاسمن گفت خاله چی می گفت گفتم خاله می گه رسیدیم ساوه داره بارون سیل اسا میاد  پارسا با چشمهای گشاد و با ترس و خیلی جدی  گفتم( ادی تاوه داله میاد بیا فلال کنیم )آاومدم اتاق وقتی رفتم بیرون دیدم  فکر می کنید یاسمن چه جوابی داد گفت(داداش نترس ساوه اسمه یه بارونه ) بهشون گفتم نه مامان ساوه اسم یه شهره خلاصه رفتم اتاق دیدم پارسا به یاسمن می گه (آدی مامان نمیپفمه ...
11 بهمن 1393

برای محمدطاهای عزیزم ...

روی عکسم کلیک کنی میای پیشمون   سلام عزیز دلم خوشگل و نازم پسر طلای من این من و با اجازه مامان گل و مهربونت می نویسم خیلی خیلی عزیز و دوست داشتنی هستید برام هم شما هم مامان گلت اونروزای که انتظارت و می کشید چند بار با هم صحبت کردیم خیلی مامان گل و مهربونی داری عزیزم از وقتی باهاش صحبت کردم خیلی ارامش پیدا کردم  ممنونم مامان عزیز و مهربون عزیز دلم فرشته قشنگ و طلای ارزو می کنم همیشه سالم و سلامت باشی  به همراه بابا و مامان  گلت عزیزم این و بدون که همیشه به یادم می مونی خوشحالم که  یه اتفاق خوبی افتاد و طالع قشنگت تو یه جا هر دو مون را در کنار هم قرار داد و به خاطر وجود نازنینت یکبار هم شانس به...
8 بهمن 1393

ماجرای برنده شدنمون ...

سلام دوستان عزیزم ارزوی سلامتی براتون دارم امروز  نشسته بودم و  مشغول بافتن بودم که یه دفعه چشمم افتاد به گوشیم  خیلی پیشترا یه صدای بود که جواب یه استخاره بود که از دفتر جعفری تبار گرفته بودم  و گفتم ببینم ضبطش کردم هست دیدم یه پیام دارم تو دلم گفتم این ایرانسلم بیچارمون کرده وقت و بی وقت پیام می ده خواستم نخونده حذفش کنم که دیدم نوشته تبریک شما برنده  یک میلیون ریال از جشنواره نی نی وبلاگ شده اید خواهشمند است شماره کارت خود را به شماره1000891010 پیامک فرماییدمن و می گی اول اینطوری بودم   یه دفعه اینطوری شدم اخه می دونید دیگه کاملا نا امید شده بودم اون شماره شماره من باشه گفتم لابد شبیهش بوده حالا بعد ا...
7 بهمن 1393

یه روز قشنگ و به یاد موندنی...

پارسا سرش خورده بود دیوار و گریه می کرد یاسمن مشغول بازی و شیطنت   پارسا در حال رقصیدن  البته این عکسها برا اخر شبه اون چادر بیچاره منه که دارن پدرش و در میارن سلام دوستان عزیزم ارزو می کنم خوش وخرم و سلامت باشید روز جمعه خونه بابا اینا پا گشا فهیمه عزیزم بود یاسمن و پارسا حسابی خوشگذروندن با پسر خاله های شیطونشون اون بالا را گذاشته بودند رو سرشون   چند تا عکس گرفتم می زارم براتون راستی یادم رفت بنویسم به پیشنهاد خانواده داماد و خانواده داداشم یه جشن کوچیک هم داشتیم که خیلی خوب بود ارزوی خوشبختی برای همه خانواده های گل دارم پ.ن. دوستان عزیزم مم...
4 بهمن 1393